این کابوسهای بیپدر و مادر تمامشدنی نیستن.. بوسه نمیزنن که!! همهش نیش نیش نیش.. داغ داغ داغ.. آره ما شدیم سگ_ پاسوز_ شما.. واق واق واق
این کابوسهای بیپدر و مادر تمامشدنی نیستن.. بوسه نمیزنن که!! همهش نیش نیش نیش.. داغ داغ داغ.. آره ما شدیم سگ_ پاسوز_ شما.. واق واق واق
خوشحالم که همیشه در اوج ِ اعتماد، اعتماد ِ تا اوج به پای هیــــــچ فردی نریختم
در زندگی خطهایی هستش، که همچون یک داغ، تا ابد روی چهرهی یک فرد نقش میخوره.. و در همون زندگی، خبطهایی هستش، که فرد رو به اون ابد ، نزدیک میکنه..
در خیابان گر به شوق توبه خواهی زد قدم، سرزنشها گر کند خار عزیزان، بزن با مادرش یکیش کن، بهش بگو: خفـهشو، گــــهبخور!!
درست از لحظهای که شما شروع کردید به اینکه غمهای فرد دیگهای رو وارد ِ قلبتون کنید، و با تمام ِ وجــود پذیرای اونها میشید.. با تکتک ِ سلولهای بدنتون.. با قطرهقطره از خون ِ جاری در رگهاتون.. شما دیــــگه خودتون نیستید!! تبدیل میشید به کپی ِ دومـی از خود ِ اون فرد!! سرشار از خود ِ اون فرد..
وقتی سوالـی برای فردی خیــــــلی اهمیت داره، ولی اون رو نمیپرسه؛ یا جوابش رو خودش گرفته، یا جواب شما رو قبول نداره، یا اون سوال، دیگه اندازهی پشم هم براش ارزش نداره!!
همیشه افرادی که از من ترسیدن، بیشتر از همه در چشمم خوار شدن!! این ملت، همونایی هستن که بیشتر از همه در چشمشون خار شدم!!
@2012 هر چیزی اینجا نوشته و دیده میشه، کاملن شخصیـه